تبليغاتX
چشمه


* "Hard work never killed anybody"
   But why take the risk....


* Money is not everything...
   There are MasterCard & Visa...


* Since light travels faster than sound,
   people appear bright until you hear them speak.


* I was born intelligent...
   education ruined me...


+ نوشته شده در  Wed 28 Oct 2009ساعت 17  توسط الهام | 

قرار نبوده سخت نباشه...
قرار نبوده سخت نباشم...
قرار نبوده سختتر نشم...

+ نوشته شده در  Tue 27 Oct 2009ساعت 7  توسط الهام | 

من اینقدر خوشبخت هستم که (از دید خودم) میتونم اتفاقات و آدمهای بد و خوب رو ببینم و تو زندگیم هستن... درک و بینش دیدن و فهمیدن بدی ها رو دارم... ولی در انتها، این خوبیه که بهم نزدیکتره...

+ نوشته شده در  Sun 25 Oct 2009ساعت 10  توسط الهام | 

قورمه سبزی...

پ.ن: ادویه هاش خیلی مهمه....

+ نوشته شده در  Sun 25 Oct 2009ساعت 9  توسط الهام | 
    الهام

شکر...

زود عصبانی نمیشوم...
زود خسته نمیشم...
میتونم از دید بقیه مسائل رو ببینم و درکشون کنم...
میتونم حقم رو بگیرم...
میتونم بین تفریح و کار توازن ایجاد کنم...
حسودی نمیکنم...
حسرت نمیخورم...
حریص نیستم، بی تفاوت هم نیستم...
میتونم محبت کنم...
میتونم کمک کنم...
میتونم کمک بخوام...
میتونم صبر کنم...
میتونم سریع باشم...
سطحی نگر نیستم...
جزئیات رو میتونم ببینم ولی میدونم همه چی نمیتونه صددرصد کامل باشه...
از دور و کل یک موضوع رو هم میتونم ببینم ولی میدونم جزئیات داره...
میتونم بفهمم...
میتونم از یه تفریح دنیای بچگی لذت ببرم...
تو زرق و برق زندگی حل نشدم...
میتونم سپاسگزار کسانی که لیاقتش رو دارند باشم...
میتونم تملق نکنم...
رازدار هستم...
سر قولم وا میستم...
حرفم با عملم یکسان هست...
میتونم زیبایی یه روز بارونی، برفی یا آفتابی رو ببینم و ازش لذت ببرم...
میتونم ببخشم...
میتونم شوخ طبعی داشته باشم و طنز رو بفهمم...
یک بعدی نیستم...
بیش از حد در بند مادیات نیستم ولی انکارش هم نمیکنم...
میتونم در هر کدوم از زمینه های ورزشی، علمی، هنری،... حرفی داشته باشم و بحثها رو دنبال کنم و لذت ببرم...
میتونم ترس هام و نقطه ضعف هام رو ببینم و درستشون کنم...
چاق نیستم، لاغر هم نیستم...
میتونم با یه بچه، نوجوون، جوون، میانسال و مسن وقت بگذرونم و هر دو طرف از اون زمان گذرونده شده لذت ببرن...
بدجنس نیستم...
کینه به دل نمیگیرم...
میتونم مستقل باشم و از پس کارهام بر بیام...
میتونم به آدمهایی که قابل اعتماد هستن وابسته بشم...
میتونم کاملا منطقی باشم و صددرصد احساساتی...
نمیترسم که بگم "نمیدونم"...
بچه نیستم ولی بزرگ هم نشدم و قرار هم نیست که بشم...
مغرور نیستم...
و... اغراق نمیکنم...  

+ نوشته شده در  Tue 20 Oct 2009ساعت 20  توسط الهام | 
    چرا...

چرا من هیچی نمینویسم....

+ نوشته شده در  Tue 20 Oct 2009ساعت 20  توسط الهام | 
    چرا...

چرا من هیچی نمینویسم....

+ نوشته شده در  Tue 20 Oct 2009ساعت 20  توسط الهام | 
    چرا...

چرا من هیچی نمینویسم....

+ نوشته شده در  Tue 20 Oct 2009ساعت 20  توسط الهام | 
    


 

+ نوشته شده در  Wed 14 Oct 2009ساعت 20  توسط الهام | 
    resumption

پس چی...

+ نوشته شده در  Tue 13 Oct 2009ساعت 20  توسط الهام | 
    w8

پدربزرگ من زمانی که بعد از 30 سال زحمت قدم به قدم جلو اومده بوده، به خاطر اینکه خودشیرینی لازم برای رئیسهای بالاییش رو نکرده بوده، زمانی که منتظر گرفتن ترفیع بوده حکم بازنشتگیش رو 10 سال زودتر از زمان معمول دریافت میکنه...
دو یا سه سال بعد از این اتفاق انقلاب میشه و تمام آدمهایی که در رده ای بودن که پدربزرگم منتظر گرفتنش بوده اعدام میشن...



+ نوشته شده در  Sun 20 Sep 2009ساعت 10  توسط الهام | 
    

من کم کم کل دیوان شمس رو اینجا مینویسم...

+ نوشته شده در  Tue 15 Sep 2009ساعت 20  توسط الهام | 

شد ز غمت خانه سودا دلم
در طلبت رفت به هر جا دلم

در طلب زهره رخ ماه رو
می نگرد جانب بالا دلم

فرش غمش گشتم و آخر ز بخت
رفت بر این سقف مصفا دلم

آه که امروز دلم را چه شد
دوش چه گفته است کسی با دلم

در طلب گوهر گویای عشق
موج زند موج چو دریا دلم

روز شد و چادر شب میدرد
در پی آن عیش و تماشا دلم

از دل تو در دل من نکته​هاست
وه چه ره است از دل تو تا دلم

گر نکنی بر دل من رحمتی
وای دلم وای دلم وا دلم

ای تبریز از هوس شمس دین
مینگرد سوی ثریا دلم

 

+ نوشته شده در  Tue 15 Sep 2009ساعت 20  توسط الهام | 
    ؟!


          I feel overwhelmed

 

+ نوشته شده در  Tue 15 Sep 2009ساعت 20  توسط الهام | 

تو دنیایی که نفرت و کینه و حسد و دروغ و خشم و غرور و تجمل و توحش از در و پیکرش بالا میره، سخت شدن و چشمه موندن آسون نیست... (قرار هم نبوده آسون باشه! )

 

+ نوشته شده در  Tue 8 Sep 2009ساعت 14  توسط الهام | 

اون منو به چشم یه لب تاپ میبینه، من اونو به چشم آسودن موقتی و کارنامه....

 

+ نوشته شده در  Tue 8 Sep 2009ساعت 14  توسط الهام | 

ای برده اختیارم تو اختیار مایی
من شاخ زعفرانم، تو لاله زار مایی

گفتم غمت مرا کشت گفتا چه زهره دارد
غم اینقدر نداند، کاخر تو یار مایی

ای جان جان جانم، تو جان جان جانی
بیرون ز جان و تن چیست، آنی و بیش از آنی

من باغ و بوستانم، غم دیده خزانم
باغ مرا بخندان، کاخر بهار مایی

گفتم چو چرخ گردان ولله که بی قرارم
گفت ارچه بی قراری نی بی قرار مایی


اینجا دویی نگنجد این ما و تو چه باشد
این هر دو را یکی دان چون در شمار مایی

ای جان جان جانم تو جان جان جانی
بیرون ز جان و تن چیست آنی و بیش از آنی

(مولانا)

 
+ نوشته شده در  Fri 4 Sep 2009ساعت 20  توسط الهام | 

من ENTJ هستم... البته الان یه مدتی میشه که میدونم اینم، ولی هی نمیشد بنویسم... برام در کل جالب بود... یجورایی باهام جور در میاد... از اینجا و اینجا و 1000 جای دیگه که تو گوگل بزنید میتونید ببینید که ENTJ  چه جوریه... راه راحترش هم اینه که دوستم بوده باشید... راه راحترترش هم اینه که دوستم نباشید و براتون هم فرقی نکنه که من چه جوریم...

اینجام میتونید تست رو بزنید... (اگر اینجا سرمیزنی، برام مهم و جالب و خوشحال کننده است که بدونم چی گروهی هستی... ممنون میشم که بهم بگی)

قسمت های جالبی که به اینجا مربوط میشه و میگه من چه جور دوستی هستم رو میذارم...

ENTJs are bright, energetic, sociable individuals who are keenly interested in other people's ideas, theories and perspectives.

The ENTJ thoroughly enjoys lively, intellectual conversations. They love nothing better than to participate in quality conversation with other people who share similar views to their own, or who have something new to teach the ENTJ.

They make stimulating, interesting, and dynamic friends and peers. 

They have no patience with people who have very different lifestyles and perspectives from their own.

However, as individuals with a great deal of personal power, ENTJs are highly attracted to interacting with other individuals with a powerful presence. They admire such people, although they may not agree with them.

اینها هم نکات مثبت این گروهه:

  • Genuinely interested in people's ideas and thoughts
  • Enthusiastic and energetic
  • Take their commitments very seriously
  • Fair-minded and interested in doing the Right Thing
  • Very good with money
  • Extremely direct and straightforward
  • Verbally fluent
  • Enhance and encourage knowledge and self-growth in all aspects of life
  • Able to leave relationships without looking back
  • Able to turn conflict situations into positive lessons
  • Able to take constructive criticism well
  • Extremely high standards and expectations (both a strength and a weakness)
  • Usually have strong affections and sentimental streaks
  • Able to dole out discipline

  • + نوشته شده در  Fri 28 Aug 2009ساعت 11  توسط الهام | 

    "زندگی سیبی ست، گاز باید زد با پوست"

    زندگی رو میخوام، قاچ کرده و تروتمیز هم نبود که نبود، با پوست گاز میزنم... با تمام چوب و هسته و تازگی و موندگی و و کرم و عطر و طمعش...  ولی از این اسپری هایی که بعضی جاها روش میزنن که براق و خیلی تازه و مصنوعی (!) به نظر برسه خوشم نمیاد...

    سیب درختی میخوام...

    + نوشته شده در  Wed 26 Aug 2009ساعت 17  توسط الهام | 

    ما تو خونمون یه نورگیر داریم که تو این نورگیر یه سکو داریم که روی این سکو مامان و بابام یه جعبه گذاشتن که تو این جعبه یه جفت قمری زندگی میکنن... 

    بنابر آخرین اطلاعات رسیده، این قمری ها، امسال، برای بار سوم در حال آماده سازی لونه برای تخم گذاری هستن!!.... حالا یا کاتولیک هستن، یا بی فرهنگ، یا تو دنیای قمری ها جنگ شده و نیرو لازم دارن...

    + نوشته شده در  Mon 24 Aug 2009ساعت 17  توسط الهام |